خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند ناامیدی، بیعدالتی، و شرایط سخت زندگی میپردازد. شاعر از ناتوانی در رسیدن به آرزوها، ناکامی در یافتن درمان دردها، و بیاعتمادی به نظامهای رسمی مانند آموزش سخن میگوید. همچنین، به انتقاد از جامعه و نابرابریهای اجتماعی اشاره دارد.
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۵۴۴ - درد را سوختگان تو به درمان ندهند
درد را سوختگان تو به درمان ندهند
جگر تشنه به سرچشمه حیوان ندهند ۱
بیقراران تو چون دامن صحرا گیرند
خار را فرصت گیرایی دامان ندهند ۲
علم رسمی ورق سینه سیه ساختن است
عارفان کودک خود را به دبستان ندهند ۳
روزگاری است که بی پای ملخ، نزدیکان
مور را راه سخن پیش سلیمان ندهند ۴
تا درین باغ چو شبنم نشود آب دلت
ره به سرچشمه خورشید درخشان ندهند ۵
این چه رسمی است که ارباب سخاوت صائب
به کسی تا دل خود را نخورد نان ندهند ۶
جگر تشنه به سرچشمه حیوان ندهند ۱
بیقراران تو چون دامن صحرا گیرند
خار را فرصت گیرایی دامان ندهند ۲
علم رسمی ورق سینه سیه ساختن است
عارفان کودک خود را به دبستان ندهند ۳
روزگاری است که بی پای ملخ، نزدیکان
مور را راه سخن پیش سلیمان ندهند ۴
تا درین باغ چو شبنم نشود آب دلت
ره به سرچشمه خورشید درخشان ندهند ۵
این چه رسمی است که ارباب سخاوت صائب
به کسی تا دل خود را نخورد نان ندهند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۴۳ - یاد رویش نه چراغی است که خاموش کنند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴۵ - کاهلانی که درین ره به هوس می آیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.