هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او از فداکاریها و رنجهایی که برای رسیدن به معشوق متحمل شده است، صحبت میکند و آرزو میکند که معشوق او را بپذیرد و به او توجه کند. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، فداکاری، اشتیاق و رستگاری سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد و نیاز به تفسیر و توضیح دارد.
غزل ۲۹۵۱ - زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری
زان خاکِ تو شُدم تا بر من گُهَر بِباری
چون مویْ ازان شُدم من، تا تو سَرَم بِخاری ۱
زانْ دست شُستم از خود، تا دستِ من تو گیری
زانْ چون خیال گشتم، تا در دِلَم گُذاری ۲
زان روز و شب دَریدَم، در عاشقی گَریبان
تا تو زِ مشرقِ دل، چون مَهْ سَری بَرآری ۳
زان اَشکْبار گشتم، چون ابر در بهاران
تا نوبهارِ حُسنَت، بر من کُند بهاری ۴
حَمّالِ آن اَمانَت، کان را فَلَکت نَپَذْرُفت
گشتم به اِعْتمادی، کَزْ لُطفِ توست یاری ۵
شاها به حَقِّ آنک بر لوحِ سینه هر دَم
از بَهرِ بُت پَرَستان، نوصورتی نِگاری ۶
بِنْمایْ صورتی را، کانْ لوح درنگُنجَد
تا بُت پَرَست و بُتگَر، یابَند رستگاری ۷
چون مویْ ازان شُدم من، تا تو سَرَم بِخاری ۱
زانْ دست شُستم از خود، تا دستِ من تو گیری
زانْ چون خیال گشتم، تا در دِلَم گُذاری ۲
زان روز و شب دَریدَم، در عاشقی گَریبان
تا تو زِ مشرقِ دل، چون مَهْ سَری بَرآری ۳
زان اَشکْبار گشتم، چون ابر در بهاران
تا نوبهارِ حُسنَت، بر من کُند بهاری ۴
حَمّالِ آن اَمانَت، کان را فَلَکت نَپَذْرُفت
گشتم به اِعْتمادی، کَزْ لُطفِ توست یاری ۵
شاها به حَقِّ آنک بر لوحِ سینه هر دَم
از بَهرِ بُت پَرَستان، نوصورتی نِگاری ۶
بِنْمایْ صورتی را، کانْ لوح درنگُنجَد
تا بُت پَرَست و بُتگَر، یابَند رستگاری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۵۰ - ای آن که جان ما را در گلشکر کشیدی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵۲ - گر از شراب دوشین، در سر خمار داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.