خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری از صائب تبریزی است که با استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، پنهانکاری، و فلسفه زندگی میپردازد. شاعر از عناصری مانند آتش، زنبور، انگور، و عنقا برای بیان مفاهیم عمیق استفاده میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و پنهانکاری نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۵۵۴ - بنده حسن خداداد شوم همچو کلیم
بنده حسن خداداد شوم همچو کلیم
آتش داغ من از مجمره طور بود ۱
چاک در پرده زنبوری انگور افکند
شیوه دختر رز نیست که مستور بود ۲
عیش بی غم نتوان یافت به عالم صائب
نیش زنبور نهان در دل انگور بود ۳
دار هر چند به ظاهر ز ثمر عور بود
ثمر پیشرس او سر منصور بود ۴
بهتر از دیدن سیمای گرانجانان است
بندبند من اگر در ته ساطور بود ۵
خلوت خویش اگر بیضه عنقا سازم
گوشم از جوش سخن خانه زنبور بود ۶
چون نسیم سحر از بس که سبک می گذرم
پای من دست حمایت به سر مور بود ۷
شور عالم همه از پسته لب بسته توست
ورنه در ساغر محشر چه قدر شور بود؟ ۸
آتش داغ من از مجمره طور بود ۱
چاک در پرده زنبوری انگور افکند
شیوه دختر رز نیست که مستور بود ۲
عیش بی غم نتوان یافت به عالم صائب
نیش زنبور نهان در دل انگور بود ۳
دار هر چند به ظاهر ز ثمر عور بود
ثمر پیشرس او سر منصور بود ۴
بهتر از دیدن سیمای گرانجانان است
بندبند من اگر در ته ساطور بود ۵
خلوت خویش اگر بیضه عنقا سازم
گوشم از جوش سخن خانه زنبور بود ۶
چون نسیم سحر از بس که سبک می گذرم
پای من دست حمایت به سر مور بود ۷
شور عالم همه از پسته لب بسته توست
ورنه در ساغر محشر چه قدر شور بود؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۵۳ - تا خیال لب لعل تو مرا در سر بود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۵۵ - چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.