خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی و عاشقانه از صائب تبریزی، با استفاده از استعاره‌ها و نمادهای مذهبی و عرفانی مانند چشمه زمزم، کعبه، و عید قربان، به بیان دردها و رنج‌های عشق و جدایی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند وحدت، داغ دل، و قناعت به خیال وصال سخن می‌گوید و در نهایت، به ناامیدی و اندوه ناشی از هجران اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۵۵ - چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود

چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
حلقه کعبه ما حلقه فتراک بود ۱

نیست یک سبزه بیگانه درین وحدتگاه
گر ترا آینه از زنگ دویی پاک بود ۲

گریه بر عقده ما عقده دیگر افزود
گره خاطر عاشق گره تاک بود ۳

حاصل از داغ جنون سینه چاکی داریم
قسمت صبح ز خورشید دل چاک بود ۴

خاکسارانه اگر زیست توانی کردن
چون زمین جامه ات از اطلس افلاک بود ۵

تخم قارون ز دل خاک به صحرا آمد
تا به کی دانه ما در جگر خاک بود؟ ۶

عید قربان من بی سر و پا آن روزست
که گریبان من آن حلقه فتراک بود ۷

به خیالی ز وصال تو قناعت کرده است
صائب آن نیست که از هجر تو غمناک بود ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۵۴ - بنده حسن خداداد شوم همچو کلیم
گوهر بعدی:غزل ۳۵۵۶ - دانه خال تو روزی که مرا در دل بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.