خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و غنایی است که از مضامینی مانند عشق، هستیشناسی، وصف طبیعت و حالات درونی شاعر سخن میگوید. شاعر از دل خالی، شیشههای تهی، گریه شمع، و دام عشق صحبت میکند و به مفاهیمی مانند بخت، قناعت، و مستی نیز اشاره دارد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۳۵۶۶ - دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود
دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود
شیشه چون شد تهی از باده پریخانه بود ۱
دلش از کوتهی رشته عمرست کباب
گریه شمع نه در ماتم پروانه بود ۲
شکن زلف تو از خال فریبنده ترست
گره دام تو دلچسب تر از دانه بود ۳
بی جنون دایره حسن بود بی پرگار
مرکز حلقه اطفال ز دیوانه بود ۴
دایم از کیف دو بالاست دماغش بر تخت
هرکه را تاج و نگین، شیشه و پیمانه بود ۵
بخت سبزی که توانگر به دعا می طلبد
قانعان را به نظر سبزه بیگانه بود ۶
خرج من دایم از اندازه دخل است زیاد
مور در خرمن من بیشتر از دانه بود ۷
لب پیمانه بود نقل شرابم صائب
مطرب محفل من نعره مستانه بود ۸
شیشه چون شد تهی از باده پریخانه بود ۱
دلش از کوتهی رشته عمرست کباب
گریه شمع نه در ماتم پروانه بود ۲
شکن زلف تو از خال فریبنده ترست
گره دام تو دلچسب تر از دانه بود ۳
بی جنون دایره حسن بود بی پرگار
مرکز حلقه اطفال ز دیوانه بود ۴
دایم از کیف دو بالاست دماغش بر تخت
هرکه را تاج و نگین، شیشه و پیمانه بود ۵
بخت سبزی که توانگر به دعا می طلبد
قانعان را به نظر سبزه بیگانه بود ۶
خرج من دایم از اندازه دخل است زیاد
مور در خرمن من بیشتر از دانه بود ۷
لب پیمانه بود نقل شرابم صائب
مطرب محفل من نعره مستانه بود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۶۵ - لب لعل تو همان تلخ زبان است که بود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۶۷ - شب که روی تو ز می در عرق افشانی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.