هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر عشق نافرجام و تلخیهای آن است. شاعر با اشاره به ویژگیهای معشوق مانند زبان تلخ، زهر نهان در نگین، و خوی جانسوز، نشان میدهد که با وجود گذشت زمان، هیچ تغییری در رفتار معشوق یا احساسات شاعر رخ نداده است. شاعر از بیتفاوتی معشوق و رنجهای عشق شکایت میکند اما تأکید میکند که دلش همچنان وفادار است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و تلخیهای عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۵۶۵ - لب لعل تو همان تلخ زبان است که بود
لب لعل تو همان تلخ زبان است که بود
در نگین تو همان زهر نهان است که بود ۱
حسن اهلیت خط هیچ اثر در تو نکرد
آتش خوی تو جانسوز چنان است که بود ۲
دل سنگین ترا ناله ما نرم نکرد
حلقه زلف همان سخت کمان است که بود ۳
شب زلفت ز خط سبز، سیه دل تر شد
این سیه کار همان دشمن جان است که بود ۴
گرچه شد کشور حسن تو ز خط زیر و زبر
همچنان دیده به رویت نگران است که بود ۵
خط بیرحم به انصاف نیاورد ترا
خشم و ناز و ستم و جور همان است که بود ۶
خط ز رخسار تو هرچند قیامت انگیخت
چشم مستت به همان خواب گران است که بود ۷
دل ما با تو چنان است که خود می دانی
گوشه چشم تو با ما نه چنان است که بود ۸
نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد
ما همانیم اگر یار همان است که بود ۹
گرچه نگذاشت اثر عشق تو از نام و نشان
دل ز داغت به همان مهر و نشان است که بود ۱۰
گرچه شد باده حسن تو ز خط پا به رکاب
صائب از جمله خونابه کشان است که بود ۱۱
در نگین تو همان زهر نهان است که بود ۱
حسن اهلیت خط هیچ اثر در تو نکرد
آتش خوی تو جانسوز چنان است که بود ۲
دل سنگین ترا ناله ما نرم نکرد
حلقه زلف همان سخت کمان است که بود ۳
شب زلفت ز خط سبز، سیه دل تر شد
این سیه کار همان دشمن جان است که بود ۴
گرچه شد کشور حسن تو ز خط زیر و زبر
همچنان دیده به رویت نگران است که بود ۵
خط بیرحم به انصاف نیاورد ترا
خشم و ناز و ستم و جور همان است که بود ۶
خط ز رخسار تو هرچند قیامت انگیخت
چشم مستت به همان خواب گران است که بود ۷
دل ما با تو چنان است که خود می دانی
گوشه چشم تو با ما نه چنان است که بود ۸
نیست ممکن که دل ما ز وفا برگردد
ما همانیم اگر یار همان است که بود ۹
گرچه نگذاشت اثر عشق تو از نام و نشان
دل ز داغت به همان مهر و نشان است که بود ۱۰
گرچه شد باده حسن تو ز خط پا به رکاب
صائب از جمله خونابه کشان است که بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۶۴ - باغ در بسته ما دیده پوشیده بود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۶۶ - دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.