خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از عناصر طبیعت مانند باد، گلستان و عندلیب برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهای عشقی استفاده می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند شهادت، تسخیر دل و پشیمانی از توبه دارد. شاعر از تشبیهات زیبا مانند زلف پریشان و ملک سلیمان برای انتقال مفاهیم استفاده می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۷۰ - باد را راه در آن طره پیچان نبود

باد را راه در آن طره پیچان نبود
شانه را دست بر آن زلف پریشان نبود ۱

در شهادت دل من همت دیگر دارد
نشوم کشته به زخمی که نمایان نبود ۲

عندلیبی که به هر غنچه دلش می لرزد
بهتر آن است که در صحن گلستان نبود ۳

دل ز تسخیر سر زلف تو شد شادی مرگ
مور را حوصله ملک سلیمان نبود ۴

صحبت دختر رز طرفه خماری دارد
هیچ کس نیست که از توبه پشیمان نبود ۵

شرمگینان به خموشی ادب خصم کنند
تیغ این طایفه در معرکه عریان نبود ۶

شانه را ناخن تدبیر به سرپنجه نماند
مشکل زلف گشودن زهم، آسان نبود ۷

آنقدر شور که باید همه با خود دارد
داغ ما در خم تاراج نمکدان نبود ۸

مصرعی سر نزند از لب فکرت صائب
اگر آن زلف سیه سلسله جنبان نبود ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۶۹ - باشد ایمن ز زوال آن که کمالش نبود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۷۱ - مکن از بخت شکایت که وبالش می بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.