خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج، خاکساری، و ناپایداری زندگی میپردازد. شاعر از عناصری مانند آب، آتش، خاک، و مرغان گرفتار برای بیان احساسات عمیق و فلسفی خود استفاده کرده است.
متن دارای مضامین عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و ناپایداری زندگی نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۳۵۷۴ - می شود آب روان چون به رگ تاک رود
می شود آب روان چون به رگ تاک رود
صرفه آب در آن است که در خاک رود ۱
همه شب گرد دل سوختگان می گردی
کس ندیدم که در آتش چو تو بیباک رود ۲
گرد گشتیم و بلندست همان پایه ما
خاکساری علمی نیست که در خاک رود ۳
خشک شد چشمه شمشیر ز سرگرمی من
تا ازین شعله آتش چه به فتراک رود ۴
چشمه عشق به دریای کرم پیوسته است
نظر عشق به هرکس که فتد پاک رود ۵
حال مرغان گرفتار چه خواهد بودن؟
در مقامی که قفس با دل صد چاک رود ۶
حیف و صد حیف که در عالم امکان صائب
گوشه ای نیست که کس با دل غمناک رود ۷
صرفه آب در آن است که در خاک رود ۱
همه شب گرد دل سوختگان می گردی
کس ندیدم که در آتش چو تو بیباک رود ۲
گرد گشتیم و بلندست همان پایه ما
خاکساری علمی نیست که در خاک رود ۳
خشک شد چشمه شمشیر ز سرگرمی من
تا ازین شعله آتش چه به فتراک رود ۴
چشمه عشق به دریای کرم پیوسته است
نظر عشق به هرکس که فتد پاک رود ۵
حال مرغان گرفتار چه خواهد بودن؟
در مقامی که قفس با دل صد چاک رود ۶
حیف و صد حیف که در عالم امکان صائب
گوشه ای نیست که کس با دل غمناک رود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۷۳ - نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۷۵ - یاد آن جلوه ی مستانه کی از دل برود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.