هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند وجود، عدم، رنجهای زندگی، و جستجوی معنا میپردازد. شاعر از دل به عنوان مهمان وجود یاد میکند و به تلخیها و شیرینیهای زندگی اشاره دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند قیامت، حیات، و آزادی پرداخته شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ، عدم، و رنجهای زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۵۷۳ - نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود
نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود
بازی نعمت الوان مخور از خوان وجود ۱
گریه تلخ بود چشمه شیرین حیات
آه افسوس بود گرد بیابان وجود ۲
رحم کن بر دل صدپاره، مشو هم نمکش
که بود شور قیامت نمک خوان وجود ۳
زود باشد که کند زهر ندامت سبزش
هرکه لب تر کند از چشمه حیوان وجود ۴
دامن دشت عدم تا به قیامت سبزست
دو سه روزی است برومندی بستان وجود ۵
چه بغیر از دل و چشم نگران با خود برد؟
شبنم ما ز تماشای گلستان وجود ۶
پیش شمعی که شد از آفت هستی آگاه
دهن گاز بود طوق گریبان وجود ۷
پر کاهی است که بر باد بود بنیادش
در بیابان عدم تخت سلیمان وجود ۸
می توان یافت به صبح دل بیدار نجات
از خیال عدم و خواب پریشان وجود ۹
نیست جز جوهر شمشیر شهادت صائب
خط آزادی اطفال دبستان وجود ۱۰
بازی نعمت الوان مخور از خوان وجود ۱
گریه تلخ بود چشمه شیرین حیات
آه افسوس بود گرد بیابان وجود ۲
رحم کن بر دل صدپاره، مشو هم نمکش
که بود شور قیامت نمک خوان وجود ۳
زود باشد که کند زهر ندامت سبزش
هرکه لب تر کند از چشمه حیوان وجود ۴
دامن دشت عدم تا به قیامت سبزست
دو سه روزی است برومندی بستان وجود ۵
چه بغیر از دل و چشم نگران با خود برد؟
شبنم ما ز تماشای گلستان وجود ۶
پیش شمعی که شد از آفت هستی آگاه
دهن گاز بود طوق گریبان وجود ۷
پر کاهی است که بر باد بود بنیادش
در بیابان عدم تخت سلیمان وجود ۸
می توان یافت به صبح دل بیدار نجات
از خیال عدم و خواب پریشان وجود ۹
نیست جز جوهر شمشیر شهادت صائب
خط آزادی اطفال دبستان وجود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۷۲ - در خیالم اگر آن زلف پریشان می بود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۷۴ - می شود آب روان چون به رگ تاک رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.