هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند گل، بلبل، غنچه و صبح برای بیان احساسات و مفاهیم عرفانی و فلسفی استفاده می‌کند. شاعر با بهره‌گیری از این تصاویر، به موضوعاتی مانند آرامش، تغافل، توکل و حیرت می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا، این متن را بیشتر مناسب سنین نوجوانی به بالا می‌کند.

غزل ۳۵۸۰ - رفت در خلوت مینا گل و بلبل آسود

رفت در خلوت مینا گل و بلبل آسود
بلبل از ناله فرو بست لب و گل آسود ۱

شعله گرمی هنگامه گلزار نشست
غنچه شد شهرت گل، دیده بلبل آسود ۲

دم شمشیر تغافل همه را با من بود
من چو رفتم ز میان، تیغ تغافل آسود ۳

پرتو صبح بناگوش گران بود بر او
چون گل روی تو در سایه سنبل آسود؟ ۴

چون به زیر فلک از تفرقه ایمن باشم؟
نتوان فصل بهاران به تو پل آسود ۵

چشم جادو گرش آن روز که آمد به سخن
در دل چه دل جادوگر بابل آسود ۶

توسنی نیست توکل که سکندر بخورد
هرکه بسپرد عنان را به توکل آسود ۷

با چنان شوخی طبعی که به گل خنده زدی
در دل خاک چسان طالب آمل آسود؟ ۸

حیرتی دارم ازان شبنم غافل صائب
که به دور رخ او بر ورق گل آسود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۷۹ - پند ناصح به جنون من افگار افزود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۸۱ - جگر تشنه محال است که سیراب شود
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۴۰۰/۷/۲۸ ۲۰:۵۳

ابیات چهار به بعد پر از غلط و ناهمخوانی هست اصلاح کنید