هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذبه‌های روحانی سخن می‌گوید. او از ناتوانی عقل در برابر عشق و جذبه‌های آن می‌گوید و از شیدایی و دیوانگی ناشی از عشق سخن می‌راند. شاعر همچنین به نقش شمس تبریز در این جذبه‌های عرفانی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۲۹۵۵ - چون روی آتشین را یک دم تو می‌نپوشی

چون رویِ آتشین را یک دَم تو می‌نَپوشی
ای دوست چند جوشَم؟ گویی که چند جوشی؟ ۱

ای جان و عقلِ مِسکین، کِی یابد از تو تَسکین؟
زین سان که تو نَهادی قانونِ میْ فروشی ۲

سُرنایِ جان‌ها را دَر می‌دَمی تو دَم دَم
نِی را چه جُرم باشد، چون تو هَمی‌خُروشی؟ ۳

روپوش بَرنَتابَد، گَر تابِ رویْ این است
پنهان نگَردد این رو، گَر صد هزار پوشی ۴

بر گِردِ شَید گَردی، ای جانِ عشقِ ساده
یا نیک سُرخْ چَشمی، یا خود سیاه گوشی ۵

گَر زان که عقل داری، دیوانه چون نگشتی؟
وَرْنه از اصلِ عشقی، با عشقْ چند کوشی؟ ۶

اَجْزایِ خویش دیدم، اَنْدَر حُضورْ خامَش
بس نَعْره‌ها شنیدم در زیرِ هر خَموشی ۷

گفتم به شَمسِ تبریز کین خامُشان کیانند؟
گفتا چو وَقت آید، تو نیز هم نپوشی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۵۴ - گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵۶ - دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.