هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر سبک هندی، به موضوعاتی مانند ناامیدی، فریب شیطان، پیری و ضعف انسان میپردازد. شاعر از بوی کافور (نماد مرگ) و خزان (پاییز) سخن میگوید و به ضعف انسان در برابر وسوسههای شیطان اشاره میکند. همچنین، او از ناتوانی انسان در تغییر سرنوشت و تأثیرپذیری از دیگران میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۶۲۶ - از لب خلق دم باد خزان می آید
از لب خلق دم باد خزان می آید
بوی کافور ازین مرده دلان می آید ۱
باده پاک گهر چشم مرا دریا کرد
کار سنگ یده از رطل گران می آید ۲
دست بر خاطر آگاه ندارد شیطان
گرگ در گله ز تقصیر شبان می آید ۳
در کمانخانه ابروی بلند اقبالش
تیر بی خواست در آغوش کمان می آید ۴
مگر از رخنه دل روی ترا بینم سیر
ورنه تنها چه ز چشم نگران می آید؟ ۵
گرچه پیری، مشو از حیله شیطان ایمن
بیشتر وقت سحر خواب گران می آید ۶
کار ما را چه سرانجام تواند دادن؟
سخن ما که به کار دگران می آید ۷
ناتوان باش که در ملک اجابت صائب
ناوک سست کمانان به نشان می آید ۸
بوی کافور ازین مرده دلان می آید ۱
باده پاک گهر چشم مرا دریا کرد
کار سنگ یده از رطل گران می آید ۲
دست بر خاطر آگاه ندارد شیطان
گرگ در گله ز تقصیر شبان می آید ۳
در کمانخانه ابروی بلند اقبالش
تیر بی خواست در آغوش کمان می آید ۴
مگر از رخنه دل روی ترا بینم سیر
ورنه تنها چه ز چشم نگران می آید؟ ۵
گرچه پیری، مشو از حیله شیطان ایمن
بیشتر وقت سحر خواب گران می آید ۶
کار ما را چه سرانجام تواند دادن؟
سخن ما که به کار دگران می آید ۷
ناتوان باش که در ملک اجابت صائب
ناوک سست کمانان به نشان می آید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۲۵ - چشم آیینه گر از خواب بهم می آید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۲۷ - خانه بر دوش غریبی ز وطن می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.