خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق و مجنونشدن در پی آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف یار، سرو، و ماه، حالات عاشقانه و دیوانگی ناشی از عشق را توصیف میکند. همچنین، به تأثیر تربیت عشق در زیبایی و زبانآوری اشاره شده و از مفاهیمی مانند شب و روز، خاک و گنج (قارون) برای بیان احساسات استفاده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۶۴۴ - نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردید
نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردید
هرکه پیوست به این سلسله مجنون گردید ۱
حسن از تربیت عشق زبان آور شد
سرو در زیر پر فاخته موزون گردید ۲
شب مهتاب بود روز سیه در نظرش
دل هرکس که در آن طره شبگون گردید ۳
بخل آن روز دوانید رگ و ریشه به خاک
که زمین پرده مستوری قارون گردید ۴
هرکه مفتون سر زلف سخن شد، داند
که دل صائب از اندیشه چرا خون گردید ۵
هرکه پیوست به این سلسله مجنون گردید ۱
حسن از تربیت عشق زبان آور شد
سرو در زیر پر فاخته موزون گردید ۲
شب مهتاب بود روز سیه در نظرش
دل هرکس که در آن طره شبگون گردید ۳
بخل آن روز دوانید رگ و ریشه به خاک
که زمین پرده مستوری قارون گردید ۴
هرکه مفتون سر زلف سخن شد، داند
که دل صائب از اندیشه چرا خون گردید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۴۳ - شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۴۵ - درد می را به من خاک نشین بگذارید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.