هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از دستیابی به آرزوها و خواستههایش است. او از نرسیدن به بهاران و فیض خار، از دست دادن فرصتها و عدم دریافت پاداش مناسب سخن میگوید. همچنین، شاعر به بیعدالتی و ناکامیهای زندگی اشاره میکند و این که تلاشهایش به نتیجه مطلوب نرسیده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، مضامین ناامیدی و یأس ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
غزل ۳۶۴۷ - چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
فیض خار سر دیوار به پایی نرسید ۱
هرچه از دست دهی بهتر ازان می بخشند
مسی از دست ندادم که طلایی نرسید ۲
قیمت گوهر شهوار گرفت اشک کباب
خون ما سوخته جانان به بهایی نرسید ۳
گر دوا این و گرانجانی منت این است
جان کسی برد که دردش به دوایی نرسید ۴
آنچنان رو که به گردت نرسد برق، که من
رو به دنبال نکردم که قفایی نرسید ۵
نظر مهر ز افلاک مجویید که صبح
استخوانی است که فیضش به همایی نرسید ۶
در پس بوته تدبیر نرفتم هرگز
کز کمینگاه قدر تیر قضایی نرسید ۷
صائب امروز سخنهای تو بی قیمت نیست
این متاعی است که هرگز به بهایی نرسید ۸
فیض خار سر دیوار به پایی نرسید ۱
هرچه از دست دهی بهتر ازان می بخشند
مسی از دست ندادم که طلایی نرسید ۲
قیمت گوهر شهوار گرفت اشک کباب
خون ما سوخته جانان به بهایی نرسید ۳
گر دوا این و گرانجانی منت این است
جان کسی برد که دردش به دوایی نرسید ۴
آنچنان رو که به گردت نرسد برق، که من
رو به دنبال نکردم که قفایی نرسید ۵
نظر مهر ز افلاک مجویید که صبح
استخوانی است که فیضش به همایی نرسید ۶
در پس بوته تدبیر نرفتم هرگز
کز کمینگاه قدر تیر قضایی نرسید ۷
صائب امروز سخنهای تو بی قیمت نیست
این متاعی است که هرگز به بهایی نرسید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۴۶ - لاله از رشک رخت خون جگر می گرید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۴۸ - در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.