هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، شاعر بزرگ سبک هندی، بیانگر احساسات عمیق و اندوهگین شاعر است. او از عشق نافرجام، رنج‌های زندگی، تنهایی و ناامیدی می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، جمال، رنج، مبارزه و تلاش برای رسیدن به مقصود اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار یا نامفهوم باشد.

غزل ۳۶۶۲ - به دور لعل تو یاقوت از آب و رنگ افتاد

به دور لعل تو یاقوت از آب و رنگ افتاد
ز چشم جوهریان چون سفال و سنگ افتاد ۱

دگر به قبله اسلام کج نگاه کند
نگاه هرکه بر آن صورت فرنگ افتاد ۲

ز تنگ عیشی من خرده بینی آگاه است
که چون شرار به بند گران سنگ افتاد ۳

شکست رنگ کند کار شیشه با دلها
حذر کنید ز حسنی که نیمرنگ افتاد ۴

زبان عرض تجمل به یکدیگر پیچید
که راه قافله بر دیده های تنگ افتاد ۵

برهنه در دهن تیغ بارها رفتم
که نبض فکر، مرا چون قلم به چنگ افتاد ۶

به سرکشان جهان است جنگ من دایم
به تیغ کوه مرا کار چون پلنگ افتاد ۷

ز شوق، سنگ نشان بال و پر برون آورد
به وادیی که مرا پای سعی لنگ افتاد ۸

شکسته دل من کی درست خواهد شد؟
که مومیایی من سخت تر ز سنگ افتاد ۹

همان ز چشم غزالان حصاریم صائب
اگرچه دامن صحرا مرا به چنگ افتاد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۶۱ - گل عذار تو از درد نیمرنگ مباد!
گوهر بعدی:غزل ۳۶۶۳ - ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.