هوش مصنوعی:
این متن شعری از صائب تبریزی است که به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند گذرایی عمر، رهایی از تعلقات دنیوی، و ارزش راستین اعمال میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا، مانند "دکان" برای دنیا و "سبحه تزویر" برای ریاکاری، به انتقاد از رفتارهای سطحی و تأکید بر عمق معنوی زندگی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و انتقادهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۷۰۴ - نمرده، عمر کسی جاودان نمی گردد
نمرده، عمر کسی جاودان نمی گردد
خراب تا نشود این دکان نمی گردد ۱
چنان ز قید تعلق سبک بر آمده ام
که از خمار سر من گران نمی گردد ۲
مرا بس است همین آبرو که سجده من
غبار خاطر آن آستان نمی گردد ۳
ز بس که شکوه خونین به روی هم فرش است
چو غنچه در دهن من زبان نمی گردد ۴
تو از گداز سخن چون هلال تا نشوی
زبان خامه ثریافشان نمی گردد ۵
گرانی و سبکی گرچه ضد یکدگرند
کسی سبک نشود تا گران نمی گردد ۶
هزار سبحه تزویر هست در گردش
در آن حریم که رطل گران نمی گردد ۷
فلک نمی کشدت چون کمان به جانب خود
ز بار درد قدت تا کمان نمی گردد ۸
کدام قافله پا می نهد به وادی عشق
که ذره ذره چو ریگ روان نمی گردد ۹
اگرچه بلبل این باغ نغمه پردازست
حریف صائب آتش زبان نمی گردد ۱۰
خراب تا نشود این دکان نمی گردد ۱
چنان ز قید تعلق سبک بر آمده ام
که از خمار سر من گران نمی گردد ۲
مرا بس است همین آبرو که سجده من
غبار خاطر آن آستان نمی گردد ۳
ز بس که شکوه خونین به روی هم فرش است
چو غنچه در دهن من زبان نمی گردد ۴
تو از گداز سخن چون هلال تا نشوی
زبان خامه ثریافشان نمی گردد ۵
گرانی و سبکی گرچه ضد یکدگرند
کسی سبک نشود تا گران نمی گردد ۶
هزار سبحه تزویر هست در گردش
در آن حریم که رطل گران نمی گردد ۷
فلک نمی کشدت چون کمان به جانب خود
ز بار درد قدت تا کمان نمی گردد ۸
کدام قافله پا می نهد به وادی عشق
که ذره ذره چو ریگ روان نمی گردد ۹
اگرچه بلبل این باغ نغمه پردازست
حریف صائب آتش زبان نمی گردد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۰۳ - نصیب خلق زیاد از نعم نمی گردد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۰۵ - جهان حیات کسی را ضمان نمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.