هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دل شکسته، رهایی از تعلقات، و بیوفایی دیگران میگوید. او احساساتی مانند اندوه، آزادی، و ناامیدی را بیان میکند و از عناصر طبیعت برای توصیف حالات درونی خود استفاده مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و بیوفایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۷۹۲ - دل شکسته من درد را دوا گیرد
دل شکسته من درد را دوا گیرد
نمک به دیده من رنگ توتیا گیرد ۱
چنین که من ز لباس تعلق آزادم
عجب که پهلوی من نقش بوریا گیرد ۲
به خصم کینه نورزد دل ستمکش من
چراغ کشته من جانب صبا گردد ۳
گر از کمین بناگوش خط برون ناید
دگر که داد مرا از تو بیوفا گیرد؟ ۴
چنان رمیده ز آسودگی دلم صائب
که همچو زلف پریشانی از هوا گیرد ۵
نمک به دیده من رنگ توتیا گیرد ۱
چنین که من ز لباس تعلق آزادم
عجب که پهلوی من نقش بوریا گیرد ۲
به خصم کینه نورزد دل ستمکش من
چراغ کشته من جانب صبا گردد ۳
گر از کمین بناگوش خط برون ناید
دگر که داد مرا از تو بیوفا گیرد؟ ۴
چنان رمیده ز آسودگی دلم صائب
که همچو زلف پریشانی از هوا گیرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۹۱ - ز عشق رشته جانی که پیچ و تاب نخورد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹۳ - عنان آه چسان جسم ناتوان گیرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.