هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و فلسفی است. شاعر از عشق، انتظار، رنج‌های عاشقی و حوادث زندگی سخن می‌گوید. او از غبار غم، ناامیدی و سختی‌های راه عشق می‌نالد، اما در عین حال به امید و هوشیاری پس از بی‌خودی نیز اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و استعاره‌های به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۸۱۵ - بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد

بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد
که دیده است ز آتش غبار برخیزد؟ ۱

چنین که من شده ام پا شکسته، هیهات است
که گرد من ز ره انتظار برخیزد ۲

اگر به سبزه خوابیده بگذری چون آب
به پیش پای تو بی اختیار برخیزد ۳

فتد ز سیلی باد خزان به خاک چو برگ
ز خاک هرچه به فصل بهار برخیزد ۴

چنین که گرد حوادث ز هم نمی گسلد
چسان ز آینه دل غبار برخیزد؟ ۵

مرا ز خواب گران قد خم برانگیزد
ز زیر تیغ اگر کوهسار برخیزد ۶

مدار دست ز دامان بیخودی صائب
که هرکه مست فتد هوشیار برخیزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۱۴ - نگه ز دیده من اشکبار برخیزد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۱۶ - چه غم ز سینه به یاد وصال برخیزد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.