هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که در برابر جمال معشوق، صبر و قرار خود را از دست داده است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند گل، سرو، بهار و... احساسات خود را توصیف می‌کند و از ناامیدی و رنج عشق می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر، شکیبایی و گذر زمان اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۸۲۷ - ز جلوه تو دل روزگار می ریزد

ز جلوه تو دل روزگار می ریزد
بنای صبر و شکیب و قرار می ریزد ۱

دوام حسن ترا نیست نسبتی با گل
به پای سرو تو خون بهار می ریزد ۲

به خاکساری من نیست هیچ کس در عشق
به چشم آینه عکسم غبار می ریزد ۳

چه غم ز رفتن چشم است پیر کنعان را؟
شکوفه برگ خود از بهر بار می ریزد ۴

چه نسبت است به فرهاد، ذوق کار مرا؟
عرق ز جبهه من چون شرار می ریزد ۵

گل بهار تمناست داغ نومیدی
به قدر خار و خس آتش شرار می ریزد ۶

چو گردباد ز بس زخم خار و خس خوردم
ز جنبش نفس من غبار می ریزد ۷

کدام دیده بد در کمین این باغ است؟
که بی نسیم، گل از شاخسار می ریزد ۸

به اهل صبر فلک بیش می کند کاوش
که تیر بر هدف پایدار می ریزد ۹

رگ کدام محیط است خامه صائب؟
که اینقدر گهر شاهوار می ریزد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۲۶ - عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۲۸ - به عارض تو که رنگ نگاه می ریزد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.