هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مضامین عرفانی، فلسفی و اخلاقی می‌پردازد. شاعر از ناتوانی انسان در رسیدن به کمال، ناپایداری دنیا، و دوری از آرزوهای دست‌نیافتنی سخن می‌گوید. همچنین، به موضوعاتی مانند رضا به قضای الهی، دوری از حرص و طمع، و ارزش سکوت و تفکر اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۸۳۱ - شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد

شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد
که آب تلخ به سرچشمه بقا نرسد ۱

اثر ز گرمروان بر زمین نمی ماند
به گرد آتش این کاروان صبا نرسد ۲

کجا رسد دل بی دست و پای ما ز تلاش
به خلوتی که به بال ملک دعا نرسد ۳

فغان که سرکشی و ناز را دو ابرویش
گذاشته است به طاقی که دست ما نرسد ۴

ز مال رزق حریصان بود غبار ملال
که غیر گرد ز گندم به آسیا نرسد ۵

جگر گداز بود زردرویی منت
خدا کند که مس ما به کیمیا نرسد ۶

همان ز مردم هموار می کشم خجلت
به خاکساری من گرچه نقش پا نرسد ۷

سپند خال ازان دایم است پابرجا
که چشم زخم به آن آتشین لقا نرسد ۸

خموش باش اگر پخته گشته ای که شراب
ز جوش تا ننشیند به مدعا نرسد ۹

تمام نیست عیار کسی که چون خورشید
به ذره ذره فروغش جدا جدا نرسد ۱۰

میان ساختن و سوختن تفاوتهاست
به گرد خاک ره یار توتیا نرسد ۱۱

ز چار موجه به ساحل نمی رسد صائب
سبکروی که به سر منزل رضا نرسد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۳۰ - ترا که روی به خلق است از خدا چه رسد؟
گوهر بعدی:غزل ۳۸۳۲ - به گرد گریه من ابر درفشان نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.