هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید. شاعر از دل‌بستگی به معشوق، سوزش عشق، و تحولات درونی خود می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند رهایی از هستی مادی و رسیدن به حقیقت وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از واژگان و استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۸۴۶ - زخنده دل به لعب لعل یار مفتون شد

زخنده دل به لعب لعل یار مفتون شد
کباب را زنمک شوق آتش افزون شد ۱

شدم به بتکده از کعبه سر برآوردم
مرا کلید در بسته نعل وارون شد ۲

نرفت از دل من خارخار عشق برون
غبار هستی من گردباد هامون شد ۳

ز چوب نرمی من مهربان شدند اغیار
اگر زعشق دد ودام رام مجنون شد ۴

ازان محیط گرامی همین خبر دارم
که همچو موج عنانم ز دست بیرون شد ۵

ز نیش چاشنی جوی شهد می یابد
ز خارخار محبت دلی که پر خون شد ۶

ازان زمان که مرا عشق زیر بال آورد
اگر به جغد فکندم نظر همایون شد ۷

به هرزمین که کنی سایه سرسری مگذر
که از فشردن پا سرو باغ موزون شد ۸

نماند گوهر ناسفته در محیط فلک
ز بس که از دل من آه سوی گردون شد ۹

میار سرزگریبان خم برون صائب
که علم حکمت ازوکشف بر فلاطون شد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۴۵ - فغان که وحشی من مانده از رمیدن شد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۴۷ - رخ بهار ز ته جرعه توگلگون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.