هوش مصنوعی: این شعر از درد و رنج درونی شاعر سخن می‌گوید، از حسرت عمر گذشته و ناامیدی از آینده. شاعر از شکستن دل، زبان خونین و ناتوانی در بیان رنج خود می‌گوید. همچنین، به فضل خداوند و ارزش ذکر او اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسرت و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۳۸۶۱ - ز چهره حال دل زار من عیان باشد

ز چهره حال دل زار من عیان باشد
که از شکستن دل رنگ ترجمان باشد ۱

ز عمر رفته مراآه حسرت است نصیب
که گرد لازم دنبال کاروان باشد ۲

ز عمر چشم اقامت مدار با قد خم
مبند دل خدنگی که در کمان باشد ۳

لبم ز شکوه خونین نمیشود رنگین
دهان زخم مرا تیغ اگر زبان باشد ۴

امین مخزن گوهر کنند بی سخنش
چو ماهی آن که درین بحر بی زبان باشد ۵

به هر کجا که نشینم خجل ز جای خودم
نظر به پایه من صدرآستان باشد ۶

ز کیسه تو کند خرج هر که محتاج است
کلید گنج تو در دست سایلان باشد ۷

بغیر خط که ز لعل لب تو سر زده است
که دیده آتش یاقوت را دخان باشد ۸

دمی که صرف به ذکر خدا شود صائب
هزار بار به از عمر جاودان باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۶۰ - زبستگی دل آگاه شادمان باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۶۲ - دل گشاده من گلستان من باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.