هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان سخن می‌گوید. او از تشبیه‌های زیبا مانند زلف معشوق به کمند و رخسار او به آیینه استفاده می‌کند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند عشق، نور، و تأثیرات معنوی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از تشبیه‌ها و اصطلاحات به دانش ادبی نسبتاً بالایی نیاز دارند.

غزل ۳۸۸۶ - خط تو سلسله خود به مشک ناب رساند

خط تو سلسله خود به مشک ناب رساند
کمند زلف تو خود را به آفتاب رساند ۱

چگونه شمع تجلی ز رشک نگدازد
رخ تو خانه آیینه را به آب رساند ۲

هلاک فیض سبکروحیم که از گلشن
به یک نفس سر شبنم به آفتاب رساند ۳

هزار کاسه پراز خون نوح بخت ضعیف
پی گذشتن من زورق حباب رساند ۴

بلندگشت زهر گوشه هایهوی سپند
دگر که دست به آن گوشه نقاب رساند ۵

همان به چشم تو از ذره کم عیارتریم
اگر چه شهرت مارا به آفتاب رساند ۶

عجب که مصرعی از پیش کلک او بجهد
چنین که صائب ما مشق انتخاب رساند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۸۵ - کمند زلف تو خود را به آفتاب رساند
گوهر بعدی:غزل ۳۸۸۷ - مرا شکستگی پا به آن جناب رساند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.