هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیمی مانند گذر زمان، جوانی از دست رفته، ناپایداری دنیا، حرص و آز انسان، و عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند چرخ زمان، گلستان خار، آینه زنگزده، و کاروان عشق، به بیان احساسات خود درباره زندگی و مرگ میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۳۸۸۹ - به زیر چرخ مقوس که جاودان ماند
به زیر چرخ مقوس که جاودان ماند
کدام تیر شنیدی که در کمان ماند ۱
نصیب من ز جوانی دریغ وافسوس است
ز گلستان خس وخاری به باغبان ماند ۲
بهشت بوته خاری است با کهنسالی
خوش است عالم اگر آدمی جوان ماند ۳
ز زنگ آینه اش صیقلی نمی گردد
چو خضر هر که درین نشأه جاودان ماند ۴
چنین که می پرد از حرص خاکیان را چشم
عجب اگر پرکاهی به کهکشان ماند ۵
بود ز قافله عشق چرخ آبله پا
پیاده ای که به دنبال کاروان ماند ۶
سخن رسد به خریدار چون غریب شود
که ماه مصر محال است در دکان ماند ۷
چو می توان به خرابی زگنج شد معمور
کسی برای چه در قید خانمان ماند ۸
مپوش چشم ز روی نکو که چون شبنم
به ما چراندن چشمی ز گلستان ماند ۹
چنان مکن که سرحرف شکوه باز کند
زبان من که به شمشیر خونچکان ماند ۱۰
یکی هزار شد از عیبجو بصیرت من
ز دزد دیده بازی به پاسبان ماند ۱۱
مصوری که شبیه ترا کند تصویر
ز خامه اش سرانگشت در دهان ماند ۱۲
ز تنگ گیری چرخ خسیس نزدیک است
که در گلوی هما صائب استخوان ماند ۱۳
کدام تیر شنیدی که در کمان ماند ۱
نصیب من ز جوانی دریغ وافسوس است
ز گلستان خس وخاری به باغبان ماند ۲
بهشت بوته خاری است با کهنسالی
خوش است عالم اگر آدمی جوان ماند ۳
ز زنگ آینه اش صیقلی نمی گردد
چو خضر هر که درین نشأه جاودان ماند ۴
چنین که می پرد از حرص خاکیان را چشم
عجب اگر پرکاهی به کهکشان ماند ۵
بود ز قافله عشق چرخ آبله پا
پیاده ای که به دنبال کاروان ماند ۶
سخن رسد به خریدار چون غریب شود
که ماه مصر محال است در دکان ماند ۷
چو می توان به خرابی زگنج شد معمور
کسی برای چه در قید خانمان ماند ۸
مپوش چشم ز روی نکو که چون شبنم
به ما چراندن چشمی ز گلستان ماند ۹
چنان مکن که سرحرف شکوه باز کند
زبان من که به شمشیر خونچکان ماند ۱۰
یکی هزار شد از عیبجو بصیرت من
ز دزد دیده بازی به پاسبان ماند ۱۱
مصوری که شبیه ترا کند تصویر
ز خامه اش سرانگشت در دهان ماند ۱۲
ز تنگ گیری چرخ خسیس نزدیک است
که در گلوی هما صائب استخوان ماند ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۸۸ - ز حرف بر لب شیرین او اثرماند
گوهر بعدی:غزل ۳۸۹۰ - اثر ز همت مستانه در شراب نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.