خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از روزگار و شرایط زندگی است. او از بیوفایی دنیا، ستمگری زمانه و نبود اثر از عشق و محبت در دلش شکایت میکند. شاعر احساس میکند که امیدش به تغییر و گشایش از بین رفته و تنها دلش باقی مانده است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همچنین بیان احساسات پیچیده مانند ناامیدی و یأس، برای درک و فهم نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. این موضوعات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۳۸۹۰ - اثر ز همت مستانه در شراب نماند
اثر ز همت مستانه در شراب نماند
فغان که در گهر شاهوارآب نماند ۱
زبس که شیرمراکرداین ستمگر خون
ز روزگار امیدم به انقلاب نماند ۲
منم که از دل خود نیست قسمتم ورنه
به دست کیست که فردی ازین کتاب نماند ۳
به دلنوازی ما بست روزگارکمر
کنون که هیچ اثر از دل خراب نماند ۴
زفیض پیر مغان ناامید چون باشم
که لعل در جگر سنگ بی شراب نماند ۵
نداشت چاشنی بوسه پیش ازین دشنام
ز اشک ما رگ تلخی درین گلاب نماند ۶
اگر نمی چکدم خون ز دل غفلت نیست
که نم ز تندی آتش درین کباب نماند ۷
که رو به وادی دنیا پرفریب نهاد
که در کشاکش ایام چون سراب نماند ۸
هزار شکر که جز دل درین جهان صائب
مرا امید گشایش به هیچ باب نماند ۹
فغان که در گهر شاهوارآب نماند ۱
زبس که شیرمراکرداین ستمگر خون
ز روزگار امیدم به انقلاب نماند ۲
منم که از دل خود نیست قسمتم ورنه
به دست کیست که فردی ازین کتاب نماند ۳
به دلنوازی ما بست روزگارکمر
کنون که هیچ اثر از دل خراب نماند ۴
زفیض پیر مغان ناامید چون باشم
که لعل در جگر سنگ بی شراب نماند ۵
نداشت چاشنی بوسه پیش ازین دشنام
ز اشک ما رگ تلخی درین گلاب نماند ۶
اگر نمی چکدم خون ز دل غفلت نیست
که نم ز تندی آتش درین کباب نماند ۷
که رو به وادی دنیا پرفریب نهاد
که در کشاکش ایام چون سراب نماند ۸
هزار شکر که جز دل درین جهان صائب
مرا امید گشایش به هیچ باب نماند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۸۹ - به زیر چرخ مقوس که جاودان ماند
گوهر بعدی:غزل ۳۸۹۱ - خزان رسید وگل افشانی بهار نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.