هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، غم و اندوه ناشی از گذر زمان، از دست دادن دوستان و تغییر شرایط را بیان میکند. شاعر از نبودن شادی و آرامش، از بین رفتن زیباییها و فرارفتن معاشران گلایه میکند و احساس تنهایی و دلسردی خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۸۹۲ - به زلف سنبل وخط بنفشه کی پیچم
به زلف سنبل وخط بنفشه کی پیچم
مرا که ذوق پریشانی دماغ نماند ۱
چه سیل بود که از کوهسار حادثه ریخت
که در فضای زمین گوشه فراغ نماند ۲
مباد چشم بدی در کمین عشرت کس
نمک به زخم من از چشم شور داغ نماند ۳
دگر کسی ز کریمان چه طرف بربندد
درین زمانه که دست ودل ایاغ نماند ۴
در آن حریم که صائب چراغ کلک افروخت
ز پرفشانی پروانه یک چراغ نماند ۵
بهار رفت وگل افشانی دماغ نماند
شراب در قدح ونوردر چراغ نماند ۶
معاشران سبکسیر از جهان رفتند
بغیر آب روان هیچ کس به باغ نماند ۷
چنان فسرده دلی اهل بزم را دریافت
که بوی سوختگی در گل چراغ نماند ۸
مرا که ذوق پریشانی دماغ نماند ۱
چه سیل بود که از کوهسار حادثه ریخت
که در فضای زمین گوشه فراغ نماند ۲
مباد چشم بدی در کمین عشرت کس
نمک به زخم من از چشم شور داغ نماند ۳
دگر کسی ز کریمان چه طرف بربندد
درین زمانه که دست ودل ایاغ نماند ۴
در آن حریم که صائب چراغ کلک افروخت
ز پرفشانی پروانه یک چراغ نماند ۵
بهار رفت وگل افشانی دماغ نماند
شراب در قدح ونوردر چراغ نماند ۶
معاشران سبکسیر از جهان رفتند
بغیر آب روان هیچ کس به باغ نماند ۷
چنان فسرده دلی اهل بزم را دریافت
که بوی سوختگی در گل چراغ نماند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۹۱ - خزان رسید وگل افشانی بهار نماند
گوهر بعدی:غزل ۳۸۹۳ - نه گل نه لاله درین خارزار می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.