هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند غربت، ناپایداری چیزهای ارزشمند، و تلاش بیثمر در زندگی میپردازد. با استفاده از استعارههایی مانند «عزیز مصر» (حضرت یوسف) و «بلبل» و «گل»، شاعر بیان میکند که چیزهای گرانقدر و زیبا همیشه پایدار نمیمانند و غربت و جدایی بخشی از زندگی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، درک استعارهها و اشارات ادبی (مانند اشاره به داستان حضرت یوسف) نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
غزل ۳۸۹۵ - سخن غریب چو شد در وطن نمی ماند
سخن غریب چو شد در وطن نمی ماند
عزیز مصر به بیت الحزن نمی ماند ۱
گلوی خویش عبث پاره می کند بلبل
چو گل شکفته شود در چمن نمی ماند ۲
مبند دل به جگر گوشه چون رسد به کمال
که خون چو مشک شود درختن نمی ماند ۳
عبث سهیل نظر بند کرده است مرا
عقیق نام طلب در یمن نمی ماند ۴
زتاج پادشهان پایتخت می سازد
در یتیم به خاک عدن نمی ماند ۵
صدف به صحبت گوهر عبث دلی بسته است
سخن بزرگ چوشد در دهن نمی ماند ۶
به فکر چشم براهان خویش می افتد
سخن ز یوسف گل پیرهن نمی ماند ۷
خروج می کند از بیضه آتشین نفسی
همیشه باغ به زاغ وزغن نمی ماند ۸
سخن ز فیض غریبی غریب شد صائب
غریب نیست اگر در وطن نمی ماند ۹
عزیز مصر به بیت الحزن نمی ماند ۱
گلوی خویش عبث پاره می کند بلبل
چو گل شکفته شود در چمن نمی ماند ۲
مبند دل به جگر گوشه چون رسد به کمال
که خون چو مشک شود درختن نمی ماند ۳
عبث سهیل نظر بند کرده است مرا
عقیق نام طلب در یمن نمی ماند ۴
زتاج پادشهان پایتخت می سازد
در یتیم به خاک عدن نمی ماند ۵
صدف به صحبت گوهر عبث دلی بسته است
سخن بزرگ چوشد در دهن نمی ماند ۶
به فکر چشم براهان خویش می افتد
سخن ز یوسف گل پیرهن نمی ماند ۷
خروج می کند از بیضه آتشین نفسی
همیشه باغ به زاغ وزغن نمی ماند ۸
سخن ز فیض غریبی غریب شد صائب
غریب نیست اگر در وطن نمی ماند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۹۴ - فلک به آبله خار دیده می ماند
گوهر بعدی:غزل ۳۸۹۶ - زخنده تو گره در دلی نمی ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.