هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر با زبانی پراحساس و استعاری، از عشق و جدایی سخن میگوید. او از حال و روز خود و معشوق میپرسد و به مفاهیمی مانند عشق، جدایی، صبر و عرفان اشاره میکند. شاعر از معشوق میپرسد که چگونه در شرایط مختلف قرار دارد و چگونه با این شرایط کنار میآید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۲۹۸۷ - ای جان و ای دو دیدهٔ بینا، چگونهیی
ای جان و ای دو دیدهٔ بینا، چگونهیی
وِیْ رَشکِ ماه و گُنبَدِ مینا، چگونهیی؟ ۱
ای ما و صد چو ما زِ پِیِ تو خَراب و مَست
ما بیتو خَستهایم، تو بیما چگونهیی؟ ۲
آن جا که با تو نیست، چو سوراخِ کَژْدُم است
وان جا که جُز تو نیست، تو آن جا چگونهی؟ ۳
ای جان تو در گُزینشِ جانها چه میکُنی؟
وِیْ گوهری فُزوده زِ دریا، چگونهیی؟ ۴
ای مُرغِ عَرشِ آمده در دامِ آب و گِل
در خون و خَلْط و بَلْغَم و صَفرا چگونهیی؟ ۵
زان گُلْشَنِ لَطیف، به گُلْخَن فُتادهیی
با اهلِ گولْخَن به مواسا چگونهیی؟ ۶
ای کوهِ قافِ صَبر و سَکینه، چه صابری؟
وِیْ عُزلَتی گرفته چو عَنْقا، چگونهیی؟ ۷
عالَم به توست قایم، تو در چه عالَمی؟
تنها به توست زنده، تو تنها چگونهیی؟ ۸
ای آفتاب از تو خَجِل، در چه مشرقی؟
وِیْ زَهرِ ناب با تو چو حَلْوا، چگونهیی؟ ۹
زیر و زَبَر شُدیمَت بیزیر و بیزَبَر
ای دَرفکَنده فِتْنه و غوغا، چگونهیی؟ ۱۰
گَر غایبی زِ دل، تو دَرین دلْ چه میکُنی؟
وَرْ در دلی، ز ِدودهٔ سودا چگونهیی؟ ۱۱
ای شاهْ شَمس مَفْخَرِ تبریزِ بینَظیر
در قابِ قَوْسِ قُرب و در اَدْنی چگونهیی؟ ۱۲
وِیْ رَشکِ ماه و گُنبَدِ مینا، چگونهیی؟ ۱
ای ما و صد چو ما زِ پِیِ تو خَراب و مَست
ما بیتو خَستهایم، تو بیما چگونهیی؟ ۲
آن جا که با تو نیست، چو سوراخِ کَژْدُم است
وان جا که جُز تو نیست، تو آن جا چگونهی؟ ۳
ای جان تو در گُزینشِ جانها چه میکُنی؟
وِیْ گوهری فُزوده زِ دریا، چگونهیی؟ ۴
ای مُرغِ عَرشِ آمده در دامِ آب و گِل
در خون و خَلْط و بَلْغَم و صَفرا چگونهیی؟ ۵
زان گُلْشَنِ لَطیف، به گُلْخَن فُتادهیی
با اهلِ گولْخَن به مواسا چگونهیی؟ ۶
ای کوهِ قافِ صَبر و سَکینه، چه صابری؟
وِیْ عُزلَتی گرفته چو عَنْقا، چگونهیی؟ ۷
عالَم به توست قایم، تو در چه عالَمی؟
تنها به توست زنده، تو تنها چگونهیی؟ ۸
ای آفتاب از تو خَجِل، در چه مشرقی؟
وِیْ زَهرِ ناب با تو چو حَلْوا، چگونهیی؟ ۹
زیر و زَبَر شُدیمَت بیزیر و بیزَبَر
ای دَرفکَنده فِتْنه و غوغا، چگونهیی؟ ۱۰
گَر غایبی زِ دل، تو دَرین دلْ چه میکُنی؟
وَرْ در دلی، ز ِدودهٔ سودا چگونهیی؟ ۱۱
ای شاهْ شَمس مَفْخَرِ تبریزِ بینَظیر
در قابِ قَوْسِ قُرب و در اَدْنی چگونهیی؟ ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۸۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۸۶ - ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهیی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸۸ - هر چند شیر بیشه و خورشید طلعتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.