هوش مصنوعی: این متن به زیبایی‌های دوستی، همدلی و ارتباط بین افراد می‌پردازد. شاعر از گروهی سخن می‌گوید که با بیان شیرین و افکار تازه‌ی یکدیگر، مانند گلها در بوستانی رنگین، همدیگر را گرامی می‌دارند. آنها با سخنان نغز و تیغ‌مانند خود، مانند الماس، یکدیگر را می‌سازند و با گرمی گفتار، مانند پروانه‌ها به دور شمع، گرد هم می‌آیند. متن همچنین به ارزش مهربانی و قدردانی در میان اهل سخن اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق ادبی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و استعاری موجود در شعر ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۳۹۱۳ - خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند

خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند
ز جوش فکر می ارغوان یکدیگرند ۱

نمی زنند به سنگ شکست گوهر هم
پی رواج متاع دکان یکدیگرند ۲

حباب وار ندارند چشم بر کوثر
ز شعر های تر آب روان یکدیگرند ۳

زنند بر سر هم گل ز مصرع رنگین
ز فکر تازه گل بوستان یکدیگرند ۴

سخن تراش چو گردند تیغ الماسند
زند چو طبع به کندی فسان یکدیگرند ۵

ز خوان رزق به یک رنگ چشم دوخته اند
چو داغ لاله به خون میهمان یکدیگرند ۶

چه احتیاج به گلزار غنچه خسبان را
که از گشاد جبین گلستان یکدیگرند ۷

یکی است گرمی گفتار ما و پروانه
که از بلندی طبع آسمان یکدیگرند ۸

یکی است گرمی گفتار ما وپروانه
چو شمع سوخته جانان زبان یکدیگرند ۹

در آمدم چو به مجلس سپند جای نمود
ستاره سوختگان قدردان یکدیگرند ۱۰

بغیر صائب و معصوم نکته سنج وکلیم
دگر که ز اهل سخن مهربان یکدیگرند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۱۲ - سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
گوهر بعدی:غزل ۳۹۱۴ - مرا اگر چه کم از خاک راه می گیرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.