هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی با استفاده از تصاویر شعری مانند شراب تازه، سحاب، ستارهها، بهار و گلاب، به بیان احساسات عمیق و عاشقانه میپردازد. شاعر از سوختگی و تشنگی روح و دل سخن میگوید و امید به تجدید حیات و تازگی را با عناصر طبیعت پیوند میزند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۳۹۴۱ - دماغ سوختگان را شراب تازه کند
دماغ سوختگان را شراب تازه کند
زمین تشنه جگر را سحاب تازه کند ۱
ستاره سوختگان باغ دلگشای همند
که مغز سوخته بوی کباب تازه کند ۲
اگر بهار کند سبز تخم سوخته را
دماغ خشک مرا هم شراب تازه کند ۳
ازان خموش نگردد چراغ در شب تار
که داغ روشنی آفتاب تازه کند ۴
ز یادگار شود زخم ماتمی ناسور
که داغ رفتن گل را گلاب تازه کند ۵
نقاب تشنه دیدار را کند بیتاب
که داغ تشنه لبان را سراب تازه کند ۶
نسوخته است ز سودای او چنان صائب
که مغز خشک مرا ماهتاب تازه کن ۷
زمین تشنه جگر را سحاب تازه کند ۱
ستاره سوختگان باغ دلگشای همند
که مغز سوخته بوی کباب تازه کند ۲
اگر بهار کند سبز تخم سوخته را
دماغ خشک مرا هم شراب تازه کند ۳
ازان خموش نگردد چراغ در شب تار
که داغ روشنی آفتاب تازه کند ۴
ز یادگار شود زخم ماتمی ناسور
که داغ رفتن گل را گلاب تازه کند ۵
نقاب تشنه دیدار را کند بیتاب
که داغ تشنه لبان را سراب تازه کند ۶
نسوخته است ز سودای او چنان صائب
که مغز خشک مرا ماهتاب تازه کن ۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۷
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۴۰ - اگر به قامت رعنای او نظاره کند
گوهر بعدی:غزل ۳۹۴۲ - کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.