هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، جدایی، و امیدواری است. شاعر از بیتفاوتی معشوق و درد فراق میگوید، اما در عین حال به لطف و مهربانی او امید دارد. همچنین، اشارههایی به پاکی و صداقت در رابطه و تأثیر عشق بر زندگی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
غزل ۳۹۵۸ - مرا که بستگی قفل از کلید بود
مرا که بستگی قفل از کلید بود
دگر چه دل نگرانی به ماه عید بود ۱
نه دل نه بوسه نه دشنام می دهد لب او
بلاست دشمن جانی که ناپدید بود ۲
جهان ز صبح شکر خنده توروشن شد
که دیده است شکر اینقدر سفید بود ۳
اگر سپهر به بی حاصلان ندارد لطف
نبات بهر چه پهلو نشین بید بود ۴
اگر دو عید بود خلق را به سال دراز
مرا ز نام تو هر ساعتی سه عید بود ۵
نیفتد از نظر پاکدامنان هرگز
به رنگ آینه هرکس که پاک دیده بود ۶
به یک تبسم دزدیده صید صائب کن
ز خوان لطف تو تا چند ناامید بود ۷
دگر چه دل نگرانی به ماه عید بود ۱
نه دل نه بوسه نه دشنام می دهد لب او
بلاست دشمن جانی که ناپدید بود ۲
جهان ز صبح شکر خنده توروشن شد
که دیده است شکر اینقدر سفید بود ۳
اگر سپهر به بی حاصلان ندارد لطف
نبات بهر چه پهلو نشین بید بود ۴
اگر دو عید بود خلق را به سال دراز
مرا ز نام تو هر ساعتی سه عید بود ۵
نیفتد از نظر پاکدامنان هرگز
به رنگ آینه هرکس که پاک دیده بود ۶
به یک تبسم دزدیده صید صائب کن
ز خوان لطف تو تا چند ناامید بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۵۷ - ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود
گوهر بعدی:غزل ۳۹۵۹ - فروغ ماه محال است پایدار بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.