خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی به مضامینی مانند عشق، رنج، بخشش، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از عفو الهی، رنج عشق، و بیثباتی زیباییهای دنیوی سخن میگوید و تأکید میکند که تنها با تحمل رنج میتوان به حقیقت رسید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و فلسفهی زندگی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد.
غزل ۳۹۷۶ - غبار معصیت از عفو پایمال شود
غبار معصیت از عفو پایمال شود
چو سیل واصل دریا شود زلال شود ۱
درین بساط که نعمت ز هم نمی گسلد
ادای شکر کسی می کندکه لال شود ۲
چو شمع خودسرخودمی خورم ز غیرت عشق
چرا به گردن او خون من وبال شود ۳
دلی چو نافه پر از خون گرم می باید
کجا به خرقه پشمین کس اهل حال شود ۴
مباش غره به خوبی که دور چون برگشت
به یک دوهفته مه چارده هلال شود ۵
سبکروان به فتادن ز پای ننشینند
شکست شهپر موج شکسته بال شود ۶
جدا ازان لب میگون اگر شراب خورم
حباب در قدحم عقده ملال شود ۷
غبار خاطرآن تیغ می شود صائب
اگر چوآب گهرخون من زلال شود ۸
چو سیل واصل دریا شود زلال شود ۱
درین بساط که نعمت ز هم نمی گسلد
ادای شکر کسی می کندکه لال شود ۲
چو شمع خودسرخودمی خورم ز غیرت عشق
چرا به گردن او خون من وبال شود ۳
دلی چو نافه پر از خون گرم می باید
کجا به خرقه پشمین کس اهل حال شود ۴
مباش غره به خوبی که دور چون برگشت
به یک دوهفته مه چارده هلال شود ۵
سبکروان به فتادن ز پای ننشینند
شکست شهپر موج شکسته بال شود ۶
جدا ازان لب میگون اگر شراب خورم
حباب در قدحم عقده ملال شود ۷
غبار خاطرآن تیغ می شود صائب
اگر چوآب گهرخون من زلال شود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۷۵ - سری که خالی از اندیشه محال شود
گوهر بعدی:غزل ۳۹۷۷ - گرسنه چشم کجا سیر از نوال شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.