خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر دربارهی عشق، رنج، امید و ناامیدی است. شاعر از دردها و سختیهای زندگی میگوید و از عشق و رویای یار یاد میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم مذهبی و فلسفی مانند کفر، رحمت الهی و کعبه دارد. تصاویر شاعرانهای مانند شیشهی شکسته، غبار آه و خارهای شرر به کار رفتهاند تا احساسات عمیق شاعر را منتقل کنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند کفر، رنج و ناامیدی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
غزل ۴۰۰۱ - ز راه صلح مهیای جنگ می آید
ز راه صلح مهیای جنگ می آید
ز مومیایی او کار سنک می آید ۱
امید رحم بود کفر ازان خدا ناترس
که گر به کعبه رود از فرنگ می آید ۲
ز شیشه بال پریزاد اگر شکسته شود
خیال یار هم از دل به تنگ می آید ۳
غبار آه ز دل می شود بلند مرا
به شیشه دل هر کس که سنگ می آید ۴
به چار بالش خاراست چون شرر جایم
ز بس که بر من از اطراف سنگ می آید ۵
قد خمیده مرا شد به راه راست دلیل
به صیقل آینه بیرون ز رنگ می آید ۶
چنان به عهد تو شد عام دردمندیها
که بوی درد ز داغ پلنگ می آید ۷
خیال روی تو هم می رود ز دل بیرون
برون ز گوهر اگر آب ورنگ می آید ۸
ز آسمان مقوس ز بس کجی دیدم
کمان به دیده من چون خدنگ می آید ۹
مگر که هست امید اجابتی صائب
که آه بر لب من بی درنگ می آید ۱۰
ز مومیایی او کار سنک می آید ۱
امید رحم بود کفر ازان خدا ناترس
که گر به کعبه رود از فرنگ می آید ۲
ز شیشه بال پریزاد اگر شکسته شود
خیال یار هم از دل به تنگ می آید ۳
غبار آه ز دل می شود بلند مرا
به شیشه دل هر کس که سنگ می آید ۴
به چار بالش خاراست چون شرر جایم
ز بس که بر من از اطراف سنگ می آید ۵
قد خمیده مرا شد به راه راست دلیل
به صیقل آینه بیرون ز رنگ می آید ۶
چنان به عهد تو شد عام دردمندیها
که بوی درد ز داغ پلنگ می آید ۷
خیال روی تو هم می رود ز دل بیرون
برون ز گوهر اگر آب ورنگ می آید ۸
ز آسمان مقوس ز بس کجی دیدم
کمان به دیده من چون خدنگ می آید ۹
مگر که هست امید اجابتی صائب
که آه بر لب من بی درنگ می آید ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۰۰ - ز خود برآ که نسیم بهار می آید
گوهر بعدی:غزل ۴۰۰۲ - به پرسش من در خون نشسته می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.