هوش مصنوعی: این شعر بهاری و عاشقانه است که از آمدن بهار، یار و طبیعت زیبا سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند نسیم بهار، گل‌ها، باد صبا و ... احساسات خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به عشق و فداکاری نیز در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 12+ مفاهیم این شعر شامل طبیعت و عشق است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و لذت‌بردن است. همچنین، زبان آن ساده و روان است و محتوای نامناسبی برای گروه‌های سنی پایین‌تر ندارد.

غزل ۴۰۰۰ - ز خود برآ که نسیم بهار می آید

ز خود برآ که نسیم بهار می آید
سبکروی ز سر کوه یار می آید ۱

ز بوی خون گل ولاله می توان دریافت
که از قلمرو آن دل شکار می آید ۲

رهش به کوچه زلف نگار افتاده است
چنین که باد صبا مشکبار می آید ۳

به هر کجا که رود سبز می کند چون خضر
پیام خشکی اگر زان دیار می آید ۴

ز روح بخشی باد بهار معلوم است
که تازه از بروآغوش یار می آید ۵

ز چشم شبنم گل روشن است چون خورشید
که از نظاره آن گلعذار می آید ۶

نه لاله است که سر می زند بهار از خاک
که خون ما به زمین بوس یار می آید ۷

که شسته است درین آب روی چون گل را
که بوی خون ز لب جویبار می آید ۸

اگر به کار جهان من نیامدم صائب
کلام بی غرض من به کار می آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۹۹ - چنان که گل به سر شاخسار می آید
گوهر بعدی:غزل ۴۰۰۱ - ز راه صلح مهیای جنگ می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.