هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های غنی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، ناامیدی، و طبیعت می‌پردازد. شاعر از شکستگی، درد، و سختی‌های زندگی سخن می‌گوید و با اشاره به عناصری مانند بلبل، گل، مهتاب، و باغبان، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی کافی نیاز دارد. همچنین، موضوعاتی مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۴۰۰۲ - به پرسش من در خون نشسته می آید

به پرسش من در خون نشسته می آید
چراغ طور به بالین خسته می آید ۱

ز بس شکستگی از صفحه جهان شد محو
صدا درست ز جام شکسته می آید ۲

زمانه سخت نگیرد گشاده رویان را
همیشه سنگ به درهای بسته می آید ۳

چگونه چتر تو از بال بلبلان نشود
به پای بوس تو گل دسته دسته می آید ۴

چنان ز غیرت بلبل ادب رواج گرفت
که باغبان به چمن چشم بسته می آید ۵

ز رشک عشق به مهتاب بدگمان شده ام
که بوی درد ز رنگ شکسته می آید ۶

سبو ز ورطه غم می برد مرا بیرون
گشاد کار من از دست بسته می آید ۷

هلاک مردمی چشم او شوم صائب
که خود خراب وبه بالین خسته می آید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۰۱ - ز راه صلح مهیای جنگ می آید
گوهر بعدی:غزل ۴۰۰۳ - ز ماه نو سفرم تا خبر نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.