خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهی ناامیدی، تنگدستی، عشق و صداقت است. شاعر از بیآرزویی، عدم توانایی در حفظ آبرو، و تلاشهای بیثمر سخن میگوید. همچنین، به عشق صادقانه و تأثیر آن بر زندگی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنگدستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۰۱۲ - تردد از دل بی آرزو نمی آید
تردد از دل بی آرزو نمی آید
چو پای خفته ز من جستجو نمی آید ۱
اگر رسد به لبم جان ز تنگدستیها
ز من فروختن آبرو نمی آید ۲
نهفته گنجی اگر نیست در خرابه من
چرا سرم به عمارت فرونمی آید ۳
چو تنگ حوصلگان دور مگذران از خود
که آب رفته در اینجا به جونمی آید ۴
مگر عقیق تو گردد سهیل چهره من
که رنگم از می لعلی به رو نمی آید ۵
به خوی نازک آیینه آشنا شده است
دگر ز طوطی من گفتگو نمی آید ۶
نهان نگردد صائب چو عشق صادق شد
علاج سینه من از رفو نمی آید ۷
چو پای خفته ز من جستجو نمی آید ۱
اگر رسد به لبم جان ز تنگدستیها
ز من فروختن آبرو نمی آید ۲
نهفته گنجی اگر نیست در خرابه من
چرا سرم به عمارت فرونمی آید ۳
چو تنگ حوصلگان دور مگذران از خود
که آب رفته در اینجا به جونمی آید ۴
مگر عقیق تو گردد سهیل چهره من
که رنگم از می لعلی به رو نمی آید ۵
به خوی نازک آیینه آشنا شده است
دگر ز طوطی من گفتگو نمی آید ۶
نهان نگردد صائب چو عشق صادق شد
علاج سینه من از رفو نمی آید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۱۱ - ز مغز پوچ برون آرزو نمی آید
گوهر بعدی:غزل ۴۰۱۳ - مدام چشم تو مست شراب می باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.