هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به شکایت از زمانه و ناملایمات روزگار میپردازد. شاعر بیان میکند که شکوه و شکایت از چرخش روزگار نه تنها سودی ندارد، بلکه مانند افزودن هیزم به آتش، خشم زمانه را بیشتر میکند. او اشاره میکند که حرص و طمع فلک (جهان) پایانناپذیر است و نباید به افزایش روزی امید بست. همچنین، شاعر به خواب غفلت انسانها اشاره کرده و هشدار میدهد که شکایت از روزگار تنها بر افسانهها و فسونها میافزاید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۰۱۶ - زبان شکوه به خشم زمانه افزاید
زبان شکوه به خشم زمانه افزاید
که خس به آتش سوزان زبانه افزاید ۱
مکن ز چرخ شکایت که توسن بد رگ
لگد به کجروی از تازیانه افزاید ۲
چنین که حرص فلک می افزاید از پیری
به رزق ما چه امیدست دانه افزاید ۳
رسیده است ترا خواب بیخودی جایی
که آگهی ز شراب شبانه افزاید ۴
کند پیاله خون خوردن تو چرخ وسیع
به قدر آنچه ترا باغ وخانه افزاید ۵
اگر ز خواب شکایت به روزگار برم
به رغم من به فسون وفسانه افزاید ۶
ز شکر شکوه مزن پیش چرخ دم صائب
که آن بهانه طلب بر بهانه افزاید ۷
که خس به آتش سوزان زبانه افزاید ۱
مکن ز چرخ شکایت که توسن بد رگ
لگد به کجروی از تازیانه افزاید ۲
چنین که حرص فلک می افزاید از پیری
به رزق ما چه امیدست دانه افزاید ۳
رسیده است ترا خواب بیخودی جایی
که آگهی ز شراب شبانه افزاید ۴
کند پیاله خون خوردن تو چرخ وسیع
به قدر آنچه ترا باغ وخانه افزاید ۵
اگر ز خواب شکایت به روزگار برم
به رغم من به فسون وفسانه افزاید ۶
ز شکر شکوه مزن پیش چرخ دم صائب
که آن بهانه طلب بر بهانه افزاید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۱۵ - دو چشم شوخ تو را دیدهبان نمیباید
گوهر بعدی:غزل ۴۰۱۷ - ز روی نو خط دلدار جان بیاساید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.