هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر مفاهیمی مانند عشق، تقدیر، صبر و رضایت به قضای الهی است. شاعر از رسیدن به مراحل نهایی زندگی و رویارویی با حقایق وجودی سخن می‌گوید و به هوادارانش هشدار می‌دهد که دل به دوستان ناپایدار نبندند. همچنین، او از ناکامی‌های زندگی و پاسخ‌های غیرمنتظره تقدیر می‌گوید و در نهایت به صبر و امیدواری در برابر مشکلات توصیه می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به تقدیر و مشکلات زندگی نیاز به تجربه و درک بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۴۰۲۴ - رسید جان به لبم تا به لب شراب رسید

رسید جان به لبم تا به لب شراب رسید
گسیخت ریشه این نخل تا به آب رسید ۱

به دوستان هوایی مبند دل زنهار
که چشم بد به شراب من از حباب رسید ۲

ز نارسایی بخت سیاه در عجبم
که چون ز کوه صدای مرا جواب رسید ۳

گشود دفتر انصاف خط مهیا شو
که بیحساب ترا نوبت حساب رسید ۴

نکرده است زیان هیچ کس ز سربازی
ز گل برید چو شبنم به آفتاب رسید ۵

ز پیچ وتاب محبت مپیچ سر زنهار
که دست رشته به گوهر ز پیچ وتاب رسید ۶

به داغ تشنه لبی صبر کن که در محشر
توان به چشمه کوثر ازین سراب رسید ۷

ز باج وخرج مسلم شدن تلافی کرد
ز سیل هرچه به این کشور خراب رسید ۸

همین ز خاک فرج کامران نشد صائب
که فیض هم به ظهوری ازین جناب رسید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۲۳ - خطش دمید وبه عشاق مهربان گردید
گوهر بعدی:غزل ۴۰۲۵ - به زلف او دلم از برق گوشواره رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.