هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از درد فراق و جدایی سخن می‌گوید و از عشق و هجران شکایت می‌کند. او از دل شکسته و رنج‌های عاطفی خود می‌گوید و امید به وصال و پایان دردها دارد. همچنین، در ابیاتی به ستایش مخدوم خود، شمس‌الدین، می‌پردازد و قدرت او در شکستن دل‌ها را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم پیچیده‌ی آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد.

غزل ۲۹۹۹ - تا چند از فراق مرا کار بشکنی؟

تا چند از فِراقْ مرا کار بِشْکَنی؟
زاریم نَشْنویّ و مرا زار بِشْکَنی؟ ۱

دستم شِکَست دستِ فِراقَت، زِ کار و بار
دانِسْتَمی دِگَر به چه مِقْدار بِشْکَنی ۲

هین شیشه بازِ هَجْر، رَسیدی به سَنْگلاخ
کین شیشه‌‌‌اَم تُنُک شُد، هُش دار بِشْکَنی ۳

زین سَنگْلاخِ هَجْر، سویِ سَبزه زارِ وصل
گَر زوتَرَک نَرانی، ناچار بِشْکَنی ۴

خونَم فَسُرده شُد به دل اَنْدَر چو نارْدانگ
خونَش چُنین دَوَد، چو دلِ نار بِشْکَنی ۵

باری، چو بِشْکَنی دلِ پُرحَسرتِ مرا
در وَصلِ رویِ دِلْبَرِ عَیّار بِشْکَنی ۶

مَخْدوم شَمسِ دین که شَهَنْشاهِ بینشی
کَزْ یک نَظَر دو صد دل و دِلْدار بِشْکَنی ۷

تبریز از تو فَخْر به اینَت مَسَلَّم است
صد تاج را به ریشهٔ دَستار بِشْکَنی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۹۸ - سوگند خورده‌یی که ازین پس جفا کنی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰۰ - ساقی بیار بادهٔ سغراق ده منی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.