هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، عشق و دلبستگی را با تصاویر زیبا و استعاری مانند آب، آیینه، پروانه و باده توصیف میکند. شاعر از بیقراری دل، تأثیر عشق و جدایی، و حالات روحی ناشی از آن سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۴۰۴۲ - عاشق ز رفتن دل بیتاب می برد
عاشق ز رفتن دل بیتاب می برد
فیضی که خاک از آمدن آب می برد ۱
در سینه های صاف نگیرد قرار دل
آیینه اختیار ز سیماب می برد ۲
در چشم داغ دیده کشد سرمه از نمک
پروانه را کسی که به مهتاب می برد ۳
نگذاشت آب در جگر تیغ زخم من
جان از سفال تشنه کجا آب می برد ۴
رویی که چشم من شده محو نظاره اش
بیطاقتی ز گوهر سیراب می برد ۵
مستانه جلوه های تو ای آب زندگی
گردش ز یاد حلقه گرداب می برد ۶
از پیچ وتاب رشته عمرش گره شود
از هر دلی که موی میان تاب می برد ۷
در باده نشأه از نظر زاهدان نماند
چشم ندیدگان ز گهر آب می برد ۸
صائب مرا چو آب خمار آورد به هوش
هرچند هوش خلق می ناب می برد ۹
فیضی که خاک از آمدن آب می برد ۱
در سینه های صاف نگیرد قرار دل
آیینه اختیار ز سیماب می برد ۲
در چشم داغ دیده کشد سرمه از نمک
پروانه را کسی که به مهتاب می برد ۳
نگذاشت آب در جگر تیغ زخم من
جان از سفال تشنه کجا آب می برد ۴
رویی که چشم من شده محو نظاره اش
بیطاقتی ز گوهر سیراب می برد ۵
مستانه جلوه های تو ای آب زندگی
گردش ز یاد حلقه گرداب می برد ۶
از پیچ وتاب رشته عمرش گره شود
از هر دلی که موی میان تاب می برد ۷
در باده نشأه از نظر زاهدان نماند
چشم ندیدگان ز گهر آب می برد ۸
صائب مرا چو آب خمار آورد به هوش
هرچند هوش خلق می ناب می برد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۴۱ - روی تو صبر از دل بیتاب می برد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۴۳ - پیغام بیکسان که به دلدار می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.