هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، قناعت، هنر و فلسفه زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، مفاهیم عمیقی مانند رضایت به کم، ارزش هنر، و تفاوت بین ظاهر و باطن را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق و استعاره‌های پیچیده در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر و تحلیل دارند که برای سنین بالاتر مناسب‌تر است.

غزل ۴۰۴۳ - پیغام بیکسان که به دلدار می برد

پیغام بیکسان که به دلدار می برد
طفل یتیم را که به گلزار می برد ۱

از وصل گل کسی که به نظاره قانع است
دایم ز بوستان گل بی خار می برد ۲

می بایدش به نقش بد ونیک ساختن
آیینه را کسی که به بازار می برد ۳

تلخی نمی رسد به قناعت رسیدگان
از خاک مور فیض شکرزار می برد ۴

از شب نصیب بیخبران خواب غفلت است
زین سرمه فیض دیده بیدار می برد ۵

خط گر به گرد خال تو گردد غریب نیست
این نقطه اختیار ز پرگار می برد ۶

دلگیری من از می گلگون زیاد شد
دامان تر ز تیغ چه زنگار می برد ۷

از فقر نفس بر خط فرمان نهاد سر
این راه تنگ کجروی از مار می برد ۸

در پرده حجاب چه لذت بود ز وصل
مرغ قفس چه فیض ز گلزار می برد ۹

صائب کسی که عیب نمی بیند از هنر
از حقه خزف در شهوار می برد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۴۲ - عاشق ز رفتن دل بیتاب می برد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۴۴ - از شرم ناله ام که دل از کار می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.