هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از انتظار طولانی برای رسیدن نامهی معشوق و نرسیدن پیک خبر میگوید. او از درد و رنج عشق و نرسیدن به آرامش سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تجربههای فراوان، هنوز به لذت صحبت با مستان نرسیده است. در پایان نیز به ناتوانی در بیان کامل احساسات اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و اندوهگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۰۹۲ - عمری گذشت ونامه جانان نمی رسد
عمری گذشت ونامه جانان نمی رسد
دیری است پیک مصر به کنعان نمی رسد ۱
چشمی به داغ لاله عبث سرخ کرده ایم
فیض سیاه کاسه به مهمان نمی رسد ۲
دیروز سیل گریه ز طوفان گذشته بود
امروز پیک اشک به مژگان نمی رسد ۳
در هیچ نشأه نیست که سیری نکرده ایم
کیفیتی به صحبت مستان نمی رسد ۴
با آن که حق اوست ادا فهمی سخن
صائب به شعر همچو ظفرخان نمی رسد ۵
دیری است پیک مصر به کنعان نمی رسد ۱
چشمی به داغ لاله عبث سرخ کرده ایم
فیض سیاه کاسه به مهمان نمی رسد ۲
دیروز سیل گریه ز طوفان گذشته بود
امروز پیک اشک به مژگان نمی رسد ۳
در هیچ نشأه نیست که سیری نکرده ایم
کیفیتی به صحبت مستان نمی رسد ۴
با آن که حق اوست ادا فهمی سخن
صائب به شعر همچو ظفرخان نمی رسد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۹۱ - هر ساغری به آن لب خندان نمی رسد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۹۳ - تا گردباد آه به گردون نمی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.