هوش مصنوعی: متن فوق بیانگر غم و اندوه شاعر از دوری وطن و ناکامی‌های زندگی است. شاعر از سیاهی دل، اشک و آه، تباهی آرزوها و انتظار برای صبح وطن سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به عشق، فتنه‌های زمانه و ملامت‌های دنیا دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فتنه، تباهی و ملامت ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

غزل ۴۱۰۳ - از شب نشین هند دل من سیاه شد

از شب نشین هند دل من سیاه شد
عمرم چو شمع در قدم اشک وآه شد ۱

پنداشتم ز هند شود بخت تیره سبز
این خاک هم علاوه بخت سیاه شد ۲

صبح وطن کجاست که در شام انتظار
چون شمع افسر وکمرم اشک وآه شد ۳

بگذر زحسن گندمی ومگذر از بهشت
زین برق فتنه خرمن آدم تباه شد ۴

باشد همیشه در صف عشاق سربلند
آن را که آه ابلق طرف کلاه شد ۵

می جستم از زمین خبر صدق لب به لب
از غیب اشاره ام به دم صبحگاه شد ۶

محراب سر به سجده افتادگی نهاد
روزی که طاق ابروی او قبله گاه شد ۷

سنگ ملامت از کف طفلان گرفت اوج
داغ جنون به فرق مرا تا کلاه شد ۸

از بس چراغ دیده به راه تو سوختیم
از پیه دیده شعله نور نگاه شد ۹

غافل نظر به چهره زرد منش فتاد
زان روز باز رنگ ز رخسار کاه شد ۱۰

صائب چه اعتبار براخوان روزگار
یوسف به ریسمان برادر به چاه شد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۰۲ - مستانه سرو قامت او در خرام شد
گوهر بعدی:غزل ۴۱۰۴ - انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.