خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عرفان، فلسفه، و زندگی روزمره میپردازد. در آن از مفاهیمی مانند رهایی از قیدوبندهای دنیوی، عشق، و ناتوانی در درک برخی حقایق عمیق سخن گفته شده است. همچنین، اشارههایی به طبیعت و تمثیلهای مرتبط با آن وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات و تمثیلها ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا پیچیده باشد.
غزل ۴۱۴۶ - جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
از بحر اختصار به یک جام کرده اند ۱
در بند غم منال که مرغان دوربین
سیر چمن ز روزنه دام کرده اند ۲
مستان ز قید شنبه وآدینه فارغند
رو در پیاله پشت به ایام کرده اند ۳
در علم آشنایی آن چشم عاجزند
آنان که وحش را به فسون رام کرده اند ۴
صد بر گریز ناخن تدبیر دیده است
این غنچه گره که دلش نام کرده اند ۵
صائب ز آگهی است که دریاکشان عشق
عادت به خامشی چو لب جام کرده اند ۶
از بحر اختصار به یک جام کرده اند ۱
در بند غم منال که مرغان دوربین
سیر چمن ز روزنه دام کرده اند ۲
مستان ز قید شنبه وآدینه فارغند
رو در پیاله پشت به ایام کرده اند ۳
در علم آشنایی آن چشم عاجزند
آنان که وحش را به فسون رام کرده اند ۴
صد بر گریز ناخن تدبیر دیده است
این غنچه گره که دلش نام کرده اند ۵
صائب ز آگهی است که دریاکشان عشق
عادت به خامشی چو لب جام کرده اند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۴۵ - این غافلان که جود فراموش کرده اند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۴۷ - این آهوان که گردن دعوی کشیده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.