هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عرفانی و فلسفی است که از عناصر طبیعت مانند آفتاب، گل، بلبل و آتش برای بیان مفاهیم عمیق زندگی، رهایی، عشق و جستجوی حقیقت استفاده می‌کند. شاعر از تصاویر زیبا و استعاره‌های پیچیده برای انتقال احساسات و اندیشه‌های خود بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۱۵۴ - از آفتاب چاشنی صبح شد بلند

از آفتاب چاشنی صبح شد بلند
عمر دوباره یافت ز راه گداز قند ۱

بگذار تا به داغ رهایی شود کباب
صیدی که همچو تاب نپیچد بر آن کمند ۲

ما را چه نسبت است به مجنون که جوش ما
نگذاشت گردباد ز هامون شود بلند ۳

از روی گرم شکوه ما می شود تمام
یک ناله است سرمه آواز این سپند ۴

علم تو چون محیط به اسرار غیب نیست
ز نهار لب ببند ز چون و چرا و چند ۵

چون گل شکفته باش درین انجمن که صبح
تسخیر کرد روی زمین را به نوشخند ۶

در آتش زوال بود نعل رنگ و بو
ز نهار دل به غنچه این بوستان مبند ۷

از گل به وام گوش ستانند بلبلان
در گلشنی که ناله صائب شود بلند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۵۳ - عشاق دل به دیده روشن کشیده اند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۵۵ - جمعی که زیر خاک دل پاک می برند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.