خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند درد و رنج، عشق، شهادت، آزادگی، و دیوانگی میپردازد. شاعر بیان میکند که برخی فیضها مانند درد و داغ به هر دلی داده نمیشود و بلبل برای عشق خود رنج میکشد. همچنین، آزادگان حاضر نیستند شهادت خود را به قاتل بفروشند و برخی فرصتها به سادگی به دیگران داده نمیشود. در نهایت، شاعر اشاره میکند که عاقل بودن همیشه راهحل نیست و گاهی دیوانگی کلید رزق و روزی است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی مضامین مانند شهادت و درد ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۴۲۳۳ - توفیق درد وداغ به هر دل نمی دهند
توفیق درد وداغ به هر دل نمی دهند
این فیض را به هر دل غافل نمی دهند ۱
بلبل گلوی خویش عبث پاره می کند
این شوخ دیدگان به سخن دل نمی دهند ۲
آزادگان تلاش شهادت نمی کنند
تا خونبهای خویش به قاتل نمی دهند ۳
از تلخی سوال گروهی که واقفند
فرصت به لب گشودن سایل نمی دهند ۴
دیوانگی است قفل در رزق راکلید
عاقل مشو که سنگ به عاقل نمی دهند ۵
این فیض را به هر دل غافل نمی دهند ۱
بلبل گلوی خویش عبث پاره می کند
این شوخ دیدگان به سخن دل نمی دهند ۲
آزادگان تلاش شهادت نمی کنند
تا خونبهای خویش به قاتل نمی دهند ۳
از تلخی سوال گروهی که واقفند
فرصت به لب گشودن سایل نمی دهند ۴
دیوانگی است قفل در رزق راکلید
عاقل مشو که سنگ به عاقل نمی دهند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۳۲ - چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
گوهر بعدی:غزل ۴۲۳۴ - از عیب پاک شو که هنرها همی دهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.