هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، عقل، طبیعت، و زندگی می‌پردازد. شاعر از تضادها و پیچیدگی‌های زندگی سخن می‌گوید و به رابطه‌ی انسان با جهان و درون خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.

غزل ۴۲۳۸ - از دل هرآنچه خاست دل آن را مکان بود

از دل هرآنچه خاست دل آن را مکان بود
از گوش نگذرد سخنی کز زبان بود ۱

بی برگی آرمیدگی دل دهد ثمر
خواب بهار باغ به فصل خزان بود ۲

از دور باش عقل چه پرواست عشق را
سیل بهار را چه غم دیده بان بود ۳

معشوق بی حجاب مهیای آفت است
گل چون شکفت بار دل باغبان بود ۴

کردار رابه هر سر مویی است ده زبان
گفتار را چو تیغ همین یک زبان بود ۵

بر دوش کوه بسته سبکبار می رویم
در وادیی که آبله بر پاگران بود ۶

در عالمی که همت ما سیر می کند
گردون گل پیاده آن بوستان بود ۷

صائب چه شکوه می کنی از خاکمال چرخ
غیر از غبار دل چه درین خاکدان بود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۳۷ - اشکی که گوهرش ز نژاد جگر بود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۳۹ - آن را که در جگر نفس آتشین بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.