هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به مقایسه‌ای بین زاهد و عاشق می‌پردازد. زاهد با ظاهری آراسته به کعبه می‌رود، در حالی که عاشق با دل‌سوخته به دیوار تکیه می‌دهد. شاعر از رنج‌های عشق و بی‌قراری دل سخن می‌گوید و اشاره‌ای به داستان منصور حلاج دارد. در نهایت، شعر به اهمیت سکون و آرامش در وجود اشاره می‌کند و آن را به آیینه‌ای صاف تشبیه می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و اشاره به موضوعاتی مانند عشق، رنج و داستان منصور حلاج نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.

غزل ۴۲۴۷ - زاهد به کعبه با سر و دستار می رود

زاهد به کعبه با سر و دستار می رود
این مست بین که روی به دیوار می رود ۱

زان شاخ گل شکیب من زار می رود
زین دست وتازیانه دل از کار می رود ۲

آسوده اند مرده دلان از سؤال حشر
این اعتراض با دل بیدار می رود ۳

منصور سر گذاشت درین راه، برنگشت
زاهد درین غم است که دستار می رود ۴

در کاهش وجود به جان سعی می کند
چون خامه هر که از پی گفتار می رود ۵

کاری به ذوق بوسه ربایی نمی رسد
دلهای شب نسیم به گلزار می رود ۶

کار خوشی است شغل محبت ولی چه سود
کز حسن کار دست ودل از کار می رود ۷

ترسانده است چشم ترا و هم بیجگر
ورنه برهنه گل به سر خار می رود ۸

روشنگر وجود بود آرمیدگی
آیینه است آب چو هموار می رود ۹

این آن غزل که مولوی روم گفته است
این نفس ناطقه پی گفتار می رود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۴۶ - چون غمزه تو بر سر بیداد می رود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۴۸ - آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.