خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به مفاهیمی مانند عشق، دیوانگی، رنج، صبر و تقدیر می‌پردازد. شاعر از دردهای عشق، بی‌عدالتی دنیا و ناتوانی انسان در برابر تقدیر سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که برخی رنج‌ها با افسون و درمان‌های ظاهری از بین نمی‌روند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و بی‌عدالتی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۲۵۴ - حکم خرد به مردم مجنون نمی رود

حکم خرد به مردم مجنون نمی رود
دیوانه است هر که به هامون نمی رود ۱

هر چند پیر گشت و فراموشکار شد
بیداد ما ز خاطر گردون نمی رود ۲

استادگی ز تیزی شمشیر عشق اوست
از زخم ما به ظاهر اگر خون نمی رود ۳

بیطاقتی مکن که بلای سیاه خط
از صد هزار تبت وارون نمی رود ۴

هر جا که هست نقطه دل، غم محیط اوست
مرکز زحکم دایر بیرون نمی رود ۵

عنقا ز کوه قاف نخیزد به هایهو
از سنگ کودکان غم مجنون نمی رود ۶

مژگان مرا ز مد نظر برد سیل اشک
از پیش چشمم آن قد موزون نمی رود ۷

از خودبرون شدن نتوانند غافلان
پای به خواب رفته به هامون نمی رود ۸

در وقت خواب بیش شود پیچ و تاب مار
سودای گنج از سر قارون نمی رود ۹

صائب بساز با غم آن زلف پر شکن
کاین درد پا شکسته به افسون نمی رود ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۵۳ - رفتی و خط و خال تو از دل نمی رود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۵۵ - طغیان نفس بیش به وقت غنا شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.