هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به بیان احساسات عرفانی و عاشقانه می‌پردازد. در آن، تشبیهاتی مانند سرخ شدن رخسار از می، ذوب شدن دل از شعله‌ی عشق، و پاک شدن خون به خاک استفاده شده است. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند زهد، نفس، و رسیدن به مقام ملکوت وجود دارد. شاعر از تضادها و تصاویر شاعرانه برای انتقال مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'می' و 'خون' ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند که برای سنین بالاتر مناسب‌تر است.

غزل ۴۲۸۲ - رخسار او ز می چو عرقناک می شود

رخسار او ز می چو عرقناک می شود
هر سینه ای که هست ز دل پاک می شود ۱

افزود آب ورنگ لبش از غبار خط
آن خون کجا نهفته به این خاک می شود ۲

زان سان که موم می شود از شعله نور پاک
دل چون گداخت شعله ادراک می شود ۳

از زهد خشک سرکشی نفس شد زیاد
آتش بلند از خس وخاشاک می شود ۴

آدم ز خلق خوش به مقام ملک رسد
خونی که مشک ناب شود پاک می شود ۵

بر هر که تیغ می کشد آن آفتاب روی
صائب چو صبح سینه من چاک می شود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۸۱ - دل بی غبار از لب خاموش می شود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۸۳ - از جلوه تو سنگ سبکبال می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.